This winter, in its first month, music lovers could tune their ears to two concerts. On the first night of the Christian year 2002, Raz'e Shab played their special brand of Rock to a huge crowd of 2000 fans. Raz'e Shab had earlier come out with their first album (Dar'e Qali) and they played with guitarist/singer Shahriar Masroor. The group's music hinges on vocals, though a strong guitar supports the penetrating lyrics.
The rock band Pedjvak played two weeks later to a much smaller crowd (for two nights of two sessions each). Pedjvak has been around for a long time (4 years) without producing an album in Iran (2 years ago a producer took their first album abroad and released it in America). Band members have even gone on tour to the Persian Gulf island of Kish to play tunes of Joe Satriani, Carlos Santana, and Pink Floyd. Their name suggests their debt to the latter. Echos no doubt coiled endlessly in their mind's ears.
But the concert early in the year, marks a turning point in the group's career. They have an album ready for release (Mast'o Divane) and many other projects waiting in the wings. On the night of their concert, the group was reminded by Security that they should avoid idiosyncratic moves on stage, anything that could provoke the audience dancingly.
Music in the past two decades of the young Islamic Republic of Iran has gone through erratic stages. Considered a sign of immorality early on by the religious establishment, it was revived when the architect of the Islamic Republic supported its limited use. This went against the opinion of more conservative figures who accepted nothing short of a ban on music save for revolutionary songs and religious dirges.
Influenced by Western pop and rock, many singers thrived in the years prior to the 1978 Revolution. Finding the situation unfavorable thereafter, pop musicians moved abroad, gathering mostly in Los Angeles, USA. They continued to compose and play music as if nothing had changed in the world around them. Their sometimes gloomy, homesick lyrics rode on a music that could only move hips on dancing floors. This apparent contradiction never registered in the ears of their listeners, who used the music as occasion to be merry while nostalgically reminding themselves of their loss in the tearwash of its lyrics.
It was only with the end of the Iran-Iraq war that the sound of music started to be heard on the Islamic Republic Broadcasting. Persian classical singer Shahram Nazeri is credited with the Revolution's first concert. It was as if fresh air had found its way in the social milieu.
Up until a few years ago, the space of music expanded incrementally. Classical musicians were still the only ones who had permission to play their music. But with the coming of the new administration, the whole of social space saw a marked shift in policy and outlook. Rock and pop music have now dominated the country's musical scene. There is no stopping this tide. Handful of bands are already playing music to limited audiences. Many are waiting for their turn.
Another shift: Rock musicians are now singing their songs in Farsi, something they never imagined doing in their years of underground grind. Though the Pedjvak concert was strictly instrumental, the group has used songs of famous Iranian poets (Track 2, 3, 4 on the Concert page) like Hafez and Fereydoon Moshiri.
These groups have just come out of their hide-out and they will continue doing so in the years to come.
Top
پژواكی كه خاموش نمیشود
سيما سعيدى
تا پاسی از شب گوش از صدای موسيقی پژواك آكنده است. بسياری از كسانی كه در دو روز برگزاری كنسرت گروه پژواك موسيقی آنان را شنيدند با بغضی در گلو و اشك در چشم اين اتفاق كه به رويايی دور شباهت داشت را باور كردند
زمستان امسال، در نخستين ماهش، موسيقی دوستان را به دو مهمانی غريب برد: كنسرت گروه راز شب در نخستين روز از سال نو ميلادی و دو هفته بعد كنسرت گروه پژواك. پژواك گروه شش نفره جوانی بودند كه در تالار حركت موسيقی راك نواختند. آنان يك به يك به روی صحنه آمدند، هريك پس از آمدن به روی سن سازهاشان را برمیداشتند و شروع به نواختن میكردند تا ديگر عضو گروه به روی صحنه بيايد و سازش را از زمين برگيرد.
روبروی اين گروه جوان كسانی نشسته بودند كه مبهوت و شوقزده سراپا گوش بودند. آنچه اين گروه موسيقی را از نظايرشان در ديگر سوی ايران متمايز میكند، صرفنظر از خاستگاه جغرافيايی، نحوه اجرا و در واقع فضايی است كه آنان برنامه زنده اجرا میكردند با نگاهی به نسخههای وپديويی موجود از كنسرتهای گروهای راك غير ايرانی تفاوت كاملاً آشكار میشود. در موسيقی راك تماشاگر با گروه مشاركتى فعال دارد، در حالیكه هم در كنسرت راز شب و هم در كنسرت گروه پژواك تماشاگر به دلايل متعدد، از جمله محدوديتهای خاص، مجبور است به مانند شنونده موسيقی كلاسيكى رفتار كند كه آرام بر صندلى خود تكيه زده است. او سراپا گوش است.
اما پژواك از كجا آمده است؟ اين گروه جوان با كشش بسيار زياد نسبت به گروه قدرتمند و ماندگار پينك فلويد نام خود را برگزيده است: بسيارند كسانی كه روزها و شبهايی را در زندگيشان با آلبوم Echos گذراندهاند و نام گروه جوان پژواك يك خاطره شيرين و مانا را در ذهنشان زنده كرد. شيوه انتخاب نام قطعات نيز تداعى كننده پينك فلويد است: «بليط برگشت»، «در کنارجاده»،«به وضوح پلوتون با چشم غير مسلح»، «تکهای از روح»، «رنگ رويای دوگانه» و....... اين شباهتها هرگز از ارزش كار پژواك نمیكاهد و تنها نشانههايی است برای شناخت آنان.
***
آنچه از پژواك گفته شد همه آنچه در اين كنسرت بود و همه آنچه اين گروه هستند نيست و تنها مقدمهای بود برای ورود به مطلب اين شماره. اجازه بدهيد كمی به عقب برگرديم تا به آنچه امروز به نوعی به ظهور گروههای زيرزمينی موسيقی در ايران ناميده میشود برسيم. پيش از انقلاب ۱۳۵۷ در ايران توليد موسيقی در حوزههای سنتى، پاپ، و نوعی از موسيقی به نام «موسيقی ملی» اختصاص داشت، و البته در كنار اينها موسيقی محلی نيز به حيات خود ادامه میداد.
موسيقی سنتی با وجود استادان بنام زنده مانده بود، اما تا اندكى قبل از انقلاب تحولی در خور و بايسته نيافت. موسيقی ملی نيز گويا در صدد بود تا با روزآمد كردن موسيقی ايرانی و يافتن فرم جديد و تلفيق سازها به زبان تازهای دست يابد، كه ماندگاری موسيقی ايرانی در نزد جوانان آن زمان، و بعدها در ميان جوانان دهه اول پس از انقلاب، به سبب وجود اين نوع از موسيقی بود.
اما موسيقی پاپ به عنوان يك موسيقی وارداتی داستان ديگری دارد. و با تمام جذابيتهايش قادر به دوری از تقليد نبود چرا كه جذابيتهای آن نيز وارداتی بود و تنها اندكی ايرانيزه شده بود. در ميان موج موسيقی پاپ پيش از انقلاب بودند جوانانی با ذوق كه تمامی بار متفاوت بودن در موسيقی پاپ، و تا اندازهای راك، را بر دوش میكشيدند و با انتخاب ترانههای متفاوت، و تلاش در يافتن و ساختن ملوديهای كمتر تكراری، نام خود را از فهرست ساير خوانندگان آن دوره خارج كردند. فرهاد، فريدون فروغی، اصلانی در راك، گوگوش و داريوش در پاپ، از اين دسته بودند
پس انقلاب، به مانند هر انقلاب ديگری، همه ارزشهاى موجود به ضد ارزش بدل شد. محتوی و فرم هردو با يك چوب رانده شدند. ديگر كسی نمیخواست و شايد نمیتوانست بگويد كه انقلاب، گرچه در سطوح اجتماعی و سياسی از وزن يكسانی برخوردار است، اما فرهنگ را نمیتواند يكشبه متحول كند. از همه مهمتر اينكه چه كسی میتواند بگويد كه بايد در فرهنگ انقلاب ايجاد كرد.
پس انقلابيگری گريبان موسيقی و هنر را نيز گرفت. آرمانخواهی تندروانه و ناسزاهای سياسی جای خود را در سرودهای انقلابی يافتند و در نبود فضای متعادل و غير انقلابی به تنها موسيقی كشور بدل شدند و در حالی كه به آرمانهای انقلابيون وفادار بودند صفت موسيقی اعتراضی را يدك میكشيدند. در بحبوحه رقابتها و جنگهای سياسیْ فرهنگ و هنر يا فراموش شد يا دستاويزی شد برای مردمی جلوه دادن نيروهای سياسى نتيجه آنكه نياز انسان به هنر ناديده گرفته و عدهای نيز با ماسك انقلابی تيشه به ريشه سرشت زيبايیدوستانه مردم زدند.
دعواهای سياسی آرام آرام و با گرفتن قربانيان بسيار كاهش يافت. و جنگ در آرام شدن فضای داخلی نقش بازی كرد. موسيقى اين سالها آژير خطر بود و سرودهای تند و تيز و نوحههای جانسوز، كه همه در پايداری مردم در جنگی سخت و ناخواسته بیتاثير نبود. باورهای مذهبی كه در كنار سياست روز جامعه معنای ديگری يافته بود موسيقی را پديدهای مذموم و شيطانی میخواند سازها در اين هنگامه به پستوی خانهها رفت تا در خلوت صاحبش نواخته شود يا خاك ايام حبس را بخورد.
در سالهای پايانی جنگ بود كه ناگاه صدای ساز از تلويزيون و راديو به گوش رسيد. شهرام ناظری «اندك اندك جمع مستان میرسد» و محمدی «مردان خدا پرده پندار دريدند» را خواندند. گويی هوای تازهای میوزيد و آرام آرام اين موج بیقرار شدت گرفت ولی تا همين چند سال پيش حركتی آرام داشت. اين مقال مجال پرداختن به سير تحول و شكوفايی موسيقی نيست و همه آنچه آمد برای رسيدن سريع به اين مقطع از تاريخ اجتماعی نانوشته كشورمان است كه گروههای زيرزمينی راك ايرانی تكتك سر برمیآورند و همه ما را در شادی و شگفتی غريبی فرو میبرند.
اكنون كه به گذشتهای كه از آن سخن گفتيم بنگريم آن را مقدمهای ناگزير میبينيم. به عبارت ديگر آن گذشته سبب شد تا سليقه شنونده متفكر ارتقا پيدا كند و در سطح باقی نماند. نبود فرصت و امكان برای شنيدن موسيقی، مثل بسياری از محدوديتها در حوزه هنر، سبب شد تا خلاقيت تا حد زيادی به جای تقليد بنشيند.
باز شدن درهاى وزارت ارشاد به روى موسيقى «متفاوت» (يعنى آن نوع موسيقى كه تا آن زمان مذموم بود) موجب شد كه تحولى ديگر در كار گروههاى زيرزمينى راك بوجود آيد. گروههاى رسمىشدهاى مثل راز شب و گروههاى هنوز زيرزمينى، مثل اوهام، اكنون شعر ترانههاى خود را يا به فارسى مىسرايند و يا از اشعار سرايندگان فارسى زبان استفاده مىكنند. اين در عرصه موسيقى راك ايران كاملاً تازگى دارد.
سالها پيش از اين، يعنی در اوايل دهه هفتاد، از گوشه كنار میشنيديم كه جوانی با دوستانش گروهی تشكيل دادهاند و در جمعهای خانوادگی و يا دوستانه مینوازند و میخوانند. برخی از اتودهای آنچه اكنون مینوازند را از تمرين بر روی كارهای گروههای معروف راك برداشتند. اين گروهها هسته اوليه گروههايی شدند كه حالا با پيشينه زيرزمينی يا آلبومهايشان منتشر میشود يا اجرای زنده دارند.
***
میگويند پس از انقلاب بلشويكی موسيقی غربی بويژه راك از دسته هنرهای ممنوع بود اما بسياری از جوانان اتحاد جماهير شوروی موسيقی راك را تا آنجا دوست داشتند كه در گروههای كوچك آن را مینواختند. آنقدر اصلاحات اجتماعی در شوروی دير به وقوع پيوست كه بسياری از آنان هنگامی موفق شدند به روی صحنه بروند كه سالهای آخر عمرشان را میگذراندند، ولی با همه كهولت به روی صحنه آمدند يا در مراکز تفريحی خواندند و آرزوی خود را به گور نبردند.
اكنون در روسيه و بعضی از جمهوريها گروهای جوان راك سربرآوردهاند و بسيار پرطرفدار هستند. حكومت سرسخت و ايديولوژيك و پليسی شوروی نتوانست حس زيبايیدوستی انسان را از ميان بردارد. و اين نشان میدهد كه سياست سد محكمی برای هنر نيست.
بالای صفحه