When we were putting the UMC works together for the competition, we found out that due to technical problems one of the pieces called “Don't Cry” by Mes will not be ready to go online. We subsequently decided to make up for the loss by interviewing band members. Later it came to our attention that Mes is no more in existence for the reasons stated in the interview, and its main member, Naeeim Meschian, has put together another band that took part in the competition (Amertad). Apparently Amertad did not actually exist at the time we were still soliciting works and that the competition gave them an initiative to record “Javidan,” which was composed and written by Naeeim years ago. Amertad became serious after this recording and members now consider themselves a “band.” Ali, the guitarist, Mahyar, the drummer, and Naeem, made “Javidan” the second most popular track in the competition. Later, Farzad joined the band.
Naeeim Meschian started music at the age of 14. When he bought his first guitar he was so beside himself that his mind raced on the stings of his guitar as he walked home from Baharestan Square. His family was musically inclined, but he never dared show the very first song he ever wrote to anyone. They all thought it was someone else's work. At the beginning he used to write his songs in a crypt so that only he could understand them.
More serious work came along after his acquaintance with Amir Tavassoli (of Pedjvak Rock Band). Amir had a major role in the formation of Mes. He was also instrumental in recording the works of the band. "I'm always indebted to Amir," Naeeim likes to point out in several places in the interview. He acquired his harmony through studying books and consulting professionals. To learn singing he attended classes of Mohammad Nouri and Mohammadreza Sadeqi.
Mahyar Pourhesabi, who got to know Naeem in Pedjvak rehearsal sessions, was born in 1976. He started listening to Rock music under the influence of his brother and chose drums as his favorite instrument. He does not know music academically, has never had a teacher, and is familiar with rhythms through listening. His professional career started after meeting with Amir Tavassoli in Azita Hajian's theater troupe.
In the Pedjvak series of concerts in Kish Island, he was the lead singer. As a drum player he has worked with the groups of Masoud Khadem and Mehrdad Hoveida (contemporary Pop singers) and with the underground band of Sohrab Mohebi. He has had a lot of experience working in theater. He acted and played music in The Caucasian Chalk Circle of director Hamid Samandarian, Gorg o Mish, Tagh-Sir, and 32 Minutes of the Event. He holds a BA in acting and theater and has had many television roles. The most interesting band he was involved in was named Dampaee (Slippers).
Farzad Golpayegani is a graphic arts graduate and beside music he enjoys painting. He has had two painting exhibits in Tehran. He got into Rock music through his brother as well, bought his first guitar at the age of 9, and has just recently bought an electrical guitar. He has worked solo on an album called Siahi including Rock and Heavy Metal pieces. Interestingly, he has got the permit from the Music Office of the Ministry of Culture to release Siahi. TehranAvenue readers will find short snippets of Farzad’s work in this page as well.
Ali Esfehani, another member of the band, could not take part in the interview but answered our questions over the phone, especially relating to the show-offish nature of his guitar work in “Javidan”. He is an industrial engineer and has never had any experience in official music bands; he didn’t take music seriously until he meet Naeeim. He admits that his electric guitar piece in “Javidan” was not void of ostentations, but at the same time he does not consider the piece a true representative of his works; furthermore, he points out, “Javidan” is an old song and his work has evolved since then.
Members of Amertad are friendly and pleasant – four young people with high hopes looking for much bigger challenges. In all that they say there is a sparkle of hope. They think globally and see no geographical boundaries for their work. To achieve a meaningful fusion of Classical and Metal music, the band in general and Naeeim Meschian in particular have devoted a lot of time and energy.
Time will show how the band will succeed in years to come. The interview took place in early December in the office of TehranAvenue.
Top
از مس تا امرتاد
حسام گرشاسبی و زیبرا
در آخرين لحظاتی که قطعات شرکتکننده در مسابقه موسيقى زيرزمينى را برای انتخاب برترينها توسط علاقمندان موسيقی راک به پايگاه تهران۳۶۰ میسپرديم، متوجه شديم که به دليل اشتباهی فنی از سوی ما، يکی از اين قطعات، يعنی «گريه نکن» اثر گروه مس به مسابقه نخواهد رسيد. قطعهای به سبک آلترناتيو راک که به حتم میتوانست طرفداران زيادی داشته باشد. همين شد که قصد کرديم مصاحبهای با اعضای اين گروه ترتيب دهيم، تا به نوعی اين جامانده را هم به علاقمندان معرفی کنيم. چندی بعد دريافتيم که مس، به دلايلی که در مصاحبه آمده است، منحل شده و عضو اصلی آن، نعيم مسچيان، در حال حاضر از اعضای اصلی گروهی است که در مسابقه شرکت کرده (امرتاد). ظاهراً امرتاد در روزهايی که سرگرم آماده کردن مقدمات مسابقه بوديم هنوز وجود خارجی نداشته و عضو جدا شده از مس علی و تنی چند از دوستانش را برای ضبط قطعه «جاويدان» به استوديو دعوت میکند و کمی بعد پيشنهاد میدهد که اعضاء فعاليت خود را به صورت گروهی ادامه دهند. اينها عبارت بودند از علی (نوازنده گيتار)، مهيار (درامز)، و نعيم (خواننده و نوازنده گيتار باس). و کمی بعد فرزاد که به جمع امرتاد اضافه شد.
نعيم مسچيان کار موسيقی را به تنهايی آغاز کرد. اولين گيتار عمرش را به سن ۱۴ سالگی خريد، و به گفته خودش، آنقدر خوشحال شد که از ميدان بهارستان تا منزل (که حتماً راه زيادی بوده) بر روی سيمهای خيال پرواز کرد. خانوادهاش موسيقی دوست بودند، اما هيچ وقت جرأت نکرد اولين آهنگی که ساخت را به اطرافيانش نشان دهد و همه اين قطعه را کار شخص ديگری میدانستند. در اوايل کار با زبان و نشانههايی که خودش اختراع کرده بود قطعههايش را مینوشت، و باز به گفته خودش، همين امر باعث میشد که موسيقیاش هر بار متفاوت از قبل باشد.
آغاز کار جدیتر نعيم به آشنايیاش با امير توسلی (گروه راک پژواک) بر میگردد. امير در شکل گرفتن مس و ضبط و تنظيم آثار اين گروه نقشی اساسی داشته اشت. نعيم میگويد: «هميشه به امير مديونم، چرا که خيلی چيزها از او ياد گرفتم...» نعيم هارمونی را خودش با تحقيق و استفاده از کتابهای آموزشی و پرسش از حرفهایهای موسيقی فرا گرفته است. برای فراگيری آواز هم مدت اندکی از کلاسهای محمد نوری و محمدرضا صادقی بهره برده است.
مهيار پورحسابی، متولد خردادماه ۱۳۵۵، با نعيم در تمرينهای گروه پژواک آشنا شده و از بچگی و تحت تأثير برادرش، که علاقمند به موسيقی راک بوده، با موسيقی آشنا شدهاست. در همان بچگی هم درامز را به عنوان ساز اصلیاش انتخاب کرده. موسيقی را تئوريک نمیشناسد، هيچ وقت استاد درامنوازی نداشته، و با ريتمها از طريق شنيداری آشناست. او کار حرفهای در موسيقی را بعد از آشنايی با امير توسلی در گروه تئاتری آزيتا حاجيان شروع کرد. در کنسرتهای پژواک در جزيره کيش خواننده گروه بود و به عنوان نوازنده درامز با گروههای مسعود خادم، مهرداد هويدا (خوانندگان پاپ معاصر)، و با گروه زيرزمينی سهراب محبی همکاری کرده است. در موسيقی تئاتری تجربههای زيادی داشته است، مثلاً در تئاتر دايره گچی قفقازی، ساخته حميد سمندريان، گرگ و ميش، تقصير، و ۳۲ دقيقه از ماجرا بازی و اجرای موسيقی کرده است. مدرک کارشناسی بازيگری و تئاتر دارد و در کارهای تلويزيونی متعددی به ايفای نقش پرداخته است. بامزهترين گروه موسيقی که عضوش بوده گروه دمپايی نام داشت، که اعضای اصلی آن ارژنگ اميرفضلی، بيژن بنفشهخواه، و جواد رضويان بودند.
فرزاد گلپايگانی هم تحصيل کرده گرافيک است. از دلمشغولیهای اصلیاش، به غير از موسيقی، میتوان به کارهای گرافيکی و نقاشی اشاره کرد. او تا به حال دو نمايشگاه نقاشی در تهران برگزار کرده است. او هم از کودکی تحتتأثير برادرش به سبک راک علاقمند شده. ۹ سال پيش برای اولين بار شانس گيتار نواختن را بدست آورده اما تا همين اواخر گيتار الکتريک مختص به خودش نداشته است. او يک آلبوم کامل شامل موسيقی راک و هویمتال بدون کلام را با نام سياهی به صورت شخصی کار کرده و جالبتر اينکه اخيراً مجوز انتشارش را هم از اداره موسيقی وزارت ارشاد گرفته است. قطعاتی از اين آلبوم را هم در همين صفحه خواهيد شنيد.
علی شريفی، عضو ديگر گروه، نتوانست در مصاحبه شرکت کند ولی تلفنی به سئوال ما در مورد نمايشی بودن کار گيتارش در قطعه «جاويدان» پاسخ گفت. او که مهندس صنايع است سابقه کاری و اجرايی در گروههای موسيقايی رسمی نداشته است و هميشه موسيقی را برای دل خودش کار میکرده تا اينکه با نعيم آشنا شده است. علی قبول میکند که نوازندگی گيتار الکتريک در «جاويدان» خالی از نمايش نيست، اما او اين قطعه را نماينده جامعالاطرافی از کارهای خود نمیداند، مضاف بر اينکه قطعه مزبور از کارهای قديمی او بوده و با پختهتر شدن قطعات علی نيز سطح نواختن خود را به درجات ديگری رسانده است.
اعضای امرتاد صميمی و دوستداشتنیاند. جوانهايی که هدفی بزرگ دارند که به خاطرش موفقيتهای کوچک را ناديده میگيرند. در تمام حرفهايشان نوری از اميد به چشم میآيد. بدون هيج ترديدی جهانی فکر میکنند و دوست دارند طرحی نو در اندازند. آنها برای رسيدن به نوع موسيقی مورد علاقهشان، که تلفيقی است از کلاسيک و متال، دست به تحقيقات و آزمونهای فراوان زدهاند.
و اينکه آيا در راه بلندشان موفق خواهند بود را زمان و صدالبته شرايط زمانه تعيين میکند. مصاحبه زير در اواخر آبانماه امسال در دفتر تهراناونيو انجام شد.
***
س: آيا در حال حاضر امرتاد به معنى واقعى كلام يك گروه، يا بهتر بگوييم Band، به حساب مىآيد؟ منظور از گروه يعنی چيزی که با موسيقی راک در غرب زاده شد: عدهای که به نيت کار موسيقی به هم میآيند و تابع قوانين درون گروهىاند (بعضاً نانوشته)، يعنی پايبند به كار و حتى زندگى گروهى.
نعيم: راستش من دوست دارم كه به آن صورت خودمان را يك گروه به حساب بياوريم، ولى به دليل پارهاى از مشكلات، مثلاً مشكلات كارى مهيار كه اصلاً به آن صورت وقت ندارد كه با ما باشد و همينطور مشكلات كارى خودم، حتى نمىتوانيم آن طور كه دلمان مىخواهد زمان بگذاريم و با هم صحبت كنيم. شايد آخرين صحبتى كه من و فرزاد و على با هم كرديم به يك ماه قبل برگردد. حتی چهار نفر اعضاى گروه تا به حال فرصت نكردهاند كه دور يك ميز بنشينند و با هم صحبت كنند، خندهدار اينجاست كه مهيار و فرزاد امروز براى اولين بار يكديگر را ديدهاند! اين در حالى است كه همه فكر مىكنند امرتاد گروه هماهنگى است كه اعضايش با هم زندگى و فكر و تمرين و آهنگسازى مىكنند، كه اصلاً اين طور نيست!
فرزاد: البته وضعيت به اين صورت نمىماند. برنامهاى داريم كه يك مقدار كارهايمان در آينده هماهنگتر شود و روند گروهىترى پيدا كند.
نعيم: دقيقاً موضوع مهم همين جاست. و به همين دلايل يك گيتاريست جديد به گروه اضافه كرديم. چون اولين قطعه گروه کار من بود من احساس مىكردم كه يك جورهايى كار انفرادى پيش مىرفت و همه چيز سليقه يك نفر شده بود (اشاره به خودش)، مثلاً من آهنگ جاويدان را از قبل ساخته بودم و با كمك على تنظيمش كردم و در نهايت گروه فقط اجرايش كرد. در حالى كه همه ما دوست داريم كه گروه كار كند، همه با هم آهنگسازى كنند، و همه نظر دهند. ورود يك گيتاريست جديد (در كل يك شخصيت جديد) با ايدهها و تفكر جديد هم مىتواند به بيشتر دور همبودن گروه كمك كند و هم انرژى و انگيزه تازهاى به ساير اعضا دهد، كه به اين ترتيب فرزاد هم به گروه پيوست.
س: به هر حال چون به نوعى محور اين گفتوگو گروه مس است، به دليل اينكه اين گروه در نهايت موفق به شركت در مسابقه موسيقى زيرزمينى نشد و در نظر داشتيم كمى به اين گروه بپردازيم، لطفاً كمى از مس و سير تحولش به گروه امرتاد و تفاوتهايى كه گروه مس با گروه امرتاد از نظر نوع كارها و غيره دارد توضيح دهيد.
نعيم: خوب اين خيلى به ديد من در آن دوران برمىگردد. من آن دوران خيلى دوست داشتم موسيقىاى كار كنم كه با ساير كارهايى مىشنيدم تفاوت داشته باشد. همچنين خيلى دوست داشتم انفرادى كار كنم. زمانى كه من كار مس را شروع كردم، همه دوستانم به موسيقى پاپ مىپرداختند و همه موسيقى پاپ گوش مىدادند. تقريباً كار گروه مس همزمان با اوهام (در حدود سال ۷۸) شروع شد. وقتى من آهنگسازى براى اين گروه را شروع كردم، ديدگاهم اين بود كه به موسيقى آلترناتيو بپردازم و در عين حال از همان اول هم قصد گرفتن مجوز براي آهنگهايم را داشتم. پس كار شروع شد و به همان دليلى كه دوست داشتم شخصى كار كنم حتى براى گروه اسم هم نگذاشتم. بعد دوستانم را دور خودم جمع كردم و شروع به تمرين كرديم كه اجرايى داشته باشيم. متاسفانه نتوانستيم مجوز بگيريم، كار خوابيد، و به نوعى از دو سال پيش كه نتوانستيم مجوز بگيريم گروه منحل شد و ديگر حتى يك بار هم تمرين نكرد. اعضاى اصلى اين گروه من و امير توسلى بوديم، كه توسلى در اين راه خيلى به من كمك كرد.
دوران گذشت و نگرش من نسبت به موسيقى عوض شد. احساس كردم كه فضا كمى بازتر شده و آدم هر جور كه دوست داشته باشد مىتواند صداى گيتارش را درآورد و مجبور نيست به خاطر گرفتن مجوز يواشكى يه گوشهاى از آهنگش پاور كورو بزند، مبادا كسى بفهمد، يا اينكه از روى اجبار از گيتار آگوستيك به جاى گيتار الكتريك استفاده كند، يا اينكه ملودىاى را كه براى گيتار الكتريك نوشته است با گيتار كلاسيك اجرا كند. وقتى احساس كردم فضا بازتر شده است، چون از بچگى تمايل به موسيقى كلاسيك داشتم و بعدها علاقمند جدى موسيقى متال شدم، تصمصم گرفتم كه به نوعى اين دو موسيقى را با هم تلفيق كنم. در ابتدا كه كار را شروع كردم اين تلفيق را خيلى سخت ديدم. پس تصميم گرفتم عضو گروهى به نام آرش شوم كه از اعضاى آن گروه در حال حاضر فقط على در دسترس است. پيوستن به آن گروه تجربيات بسيار خوبی را نصيبم کرد.
اين را هم بگويم كه به نوعى اعتقاد ندارم كه جاويدان نمونه كار گروه امرتاد است، چرا كه همانگونه كه گفتم اين كار را من با علايق و اعتقادات شخصىام ساختم و آن را فقط در عرض يک هفته تنظيم کرديم.
س: حالا كه صحبت از جاويدان شد كمى از فراز و فرودهايى كه در اين قطعه است، و حالت اپيزوديك اين آهنگ، توضيح دهيد. آيا اين تكهها از اول يك پارچه بوده است؟
نعيم: نوع كار من اين طور است كه اول روى شعر و ملودى كلام آهنگ كار مىكنم، بعد سروته آهنگ را معلوم مىكنم. يعنى اينطور نيست كه بگوييم اين اول و اين آخر آهنگ و بعد به عناصر بين اين اول و آخر بپردازيم. در مورد جاويدان هم اول از همه به شعر و ملودى كلام پرداختم، يك سرى چيزهايى هم از اول در ذهنم بود. مثلاً آن فضايى كه به هنگام شروع جاويدان وجود دارد، را خيلى هماهنگ با فضا و ملودى كلامش يافتم. بعد به ذهنم رسيد كه موسيقى را اين طور تنظيم كنيم. من خودم كارهاى عجيب و غريب نامتعارف را در موسيقى دوست دارم. حتى اگر كار پاپ هم بسازم سعى مىكنم كه تنظيم متفاوت و عجيبى داشته باشد. مثلاً تغيير مود، تغيير گام و... هميشه دوست داشتم كمى مدرنتر از بقيه كار كنم. پس به فكرم رسيد كه بعد از فضاى اوليه يك فضاى متفاوت و سرعتى بگنجانم (كه در اين مرحله نگاهى هم به شنوندهها داشتم) پس در تنظيم نهايى آن قسمت سرعتى كاملاً متفاوت از ساير تكهها را هم گنجانديم. در حقيقت اول آهنگ را ساختيم و بعد آن چيزهايى را كه دوست داشتيم به آن اضافه كرديم.
مهيار: من فكر مىكنم اين همان قضيه تغيير شكل گروه از مس به امرتاد است. شايد نعيم دنبال كسانى مىگشت كه از لحاظ فكرى با او همخوانى داشته باشند. خود من هم دوست ندارم سروته آهنگ يك جور و يك ريتم باشد. من خيلى گروه سپولترا را دوستدارم به اين دليل كه به ندرت آهنگى از اين گروه پيدا مىكنيد كه تغيير ريتم و فضا نداشته باشد. يا مثلاً به سبك گوتيك دث متال كه مثلاً گروه هاگارد هم در اين سبك كار مىكند علاقه زيادى داريم و حتى در خلق آثارمان گوشه چشمى هم به اين سبك داشتهايم. آهنگ ديگرى داريم كه در دستگاه چهارگاه ساخته شده است و تغيير گامها و فراز و فرودهايش بىنظير است.
وقتى نعيم با قطعه جاويدان آمد و گفت كه در تهراناونيو برنامه مسابقه موسيقی زيرزمينى است و بيا اين قطعه را تنظيم كنيم و در اين مسابقه شركت دهيم من با علاقه و اشتياق زيادى پذيرفتم. شايد در آن موقع هنوز به اين هم فكر نمىكرديم كه گروهى منسجم و كامل باشيم، ولى در حال حاضر و بعد از اين مدت من خودم را به اين گروه وابسته مىدانم.
س: فكر مىكنم يكى از عناصر مهم بوجود آمدن موسيقى راك هم همين رابطه اعضاى گروه با هم بوده است.
مهيار: كاملاً درست است. وقتى من ضبط اوليه كار را گوش كردم، اعضا دست من را كاملاً باز گذاشتند كه هر جور كه دوست دارم درام را طراحى و تنظيم كنم. اين رابطه دلى كه بين ما وجود دارد بسيار مهم است و براى خودم خيلى مفيد است. من هم به عنوان نوازنده درام براى امرار معاش مجبور بودم حتى كار پاپ هم بكنم. ولى حالا بيشتر روى اين قضيه فكر مىكنم. در داخل اين گروه به صورت همفكرى با هم كار كنيم و سعى مىكنم بيشتر انرژى و وقتم را صرف اين گروه كنم.
س: برگرديم به سال ۷۸ كه نعيم گفت نگاهى هم به دريافت مجوز داشته است. احتمالاً براى خوانندگانمان خيلى جالب است كه بدانند چگونه در آن دوران نگاهى به دريافت مجوز داشتهايد و به قولی مىخواستيد از فرم زيرزمينى بيرون بياييد.
مهيار: تقريباً از سال ۷۸ به بعد گروه پژواك كنسرتهايى رسمى را در تهران و جزيره كيش برگزار كرد و در اين كنسرتها قطعاتى از پينك فلويد، كمل، سانتانا، جوساتريانى و غيره را اجرا كرد. كمى بعد هم گروه به اجرای كارهاى خودش پرداخت. فكر مىكنم پژواك اولين گروه رسمى ايرانى بود كه موفق شد موسيقى راك را به صورت خالص و تخصصى با اخذ مجوزهاى رسمى اجرا كند. از آن به بعد ساير دوستان و گروهها هم به اين نتيجه رسيدند كه مىتوان بهطور رسمی كار كرد، و به گرفتن مجوز آلبوم و يا كنسرت اميدوار بود. در حال حاضر هم مىبينيم تعداد گروههايى كه با اين ترتيب موسيقى راك كار مىكنند بيشتر شده است.
نعيم: البته من شايد بعضى جاها طورى كار مىكردم كه مجوز هم بگيرم، ولى در پارهاى از اوقات هم دوست داشتم كه طورى كار كنم كه مجوز نگيرم! اين شخصيت من از بچگى بود، مثلاً فوتبال كه بازى مىكرديم بيشتر از اين كه دوست داشته باشم گل بزنم، دوست داشتم توپ را به تير دروازه حريف بكوبم. در آن دوران هم [وقتی برای مجوز اقدام کرديم] به ما گفتند كه موسيقىتان را كمى ملايمتر كنيد و ما هم قبول نكرديم. كمكم هم انگيزههايم براى ادامه گروه مس از بين رفته بود. كار آلترناتيو گروه مس كار اوريجينالى نبود و كارى بود كه با زبانهاى ديگر به هر حال زياد انجام مىشد، ولى مس در آن دوران به ما کمک کرد که دنبال ايجاد گونهاى جديد از موسيقى و تجربههاى جديدترى باشيم. كه بعد به خلق جاويدان و تشكيل گروه امرتاد رسيديم. كمى بعد هم احساس كردم كه يك مقدارى بايد بينالمللىتر فكر كنم و حتى گاهى از اشعار انگليسى بر روى موسيقىام كار كنم.
س: خوانندگى قطعات انگليسى و سرودن اشعار اين قطعات به عهده كيست؟
نعيم: اشعار تا به اينجا كار خودم است، كه اميدوارم در آينده اشعار هم حاصل كار گروه باشند. در نظر داريم كه مانند جاويدان، فريبا اسدى تكخوان گروه باشد، و در جاهاى ديگر، بنا به اقتضاى موسيقى، من يا مهيار و يا على يا فرزاد همخوانى كنيم.
س: حالا كه راجع به خوانندگى صحبت شد، بگذاريد بپرسيم نظر شما در مورد اين تئورى ناهمگون بودن كلام فارسى و موسيقى غربى راك چيست؟
مهيار: من زياد با اين تئورى موافق نيستم. من تجربههايى به عنوان خواننده با گروه راك پژواك داشتم. به نظر من زبان فارسى قابليت تلفيق با اين نوع موسيقى را دارد. و در نهايت كارهاى با كلام پژواك و اوهام برايم دلنشين و پذيرفتنى بودند.
س: اين موضوع چقدر به آشنايى گوش فارسى زبانها يا همجوارى کلام و موسيقی بر مىگردد؟
مهيار: اين خيلى تاثيرگذار است. ما موسيقى راك با زبان فارسى نشنيده بوديم، اما موسيقى راك متعدد با زبان آلمانى شنيدهايم. شعر فارسى غنىترين شعر جهان است، چرا اين شعر نتواند روى موسيقى راك قرار گيرد.
نعيم: نظر شخصى من اين است كه مثلاً در مورد موسيقىهاى آلترناتيو كه به هر حال اعضاى گروه دور هم مىنشينند و قطعهاى را اجرا مىكنند، و نوع موسيقىشان طورى است كه آنچنان نياز به تفكر ندارد، استفاده از اشعار غنى فارسى زياد موضوعيت ندارد. ولى ما در جاويدان شعر را در فرم كلاسيك استفاده كرديم و با فرم موسيقى كلاسيك اين شعر را گنجانديم. پس من معتقدم كه فواصل موسيقى كلاسيك به صورتى است كه كلام فارسى بيشتر به آن مىخورد تا به فواصل موسيقى راك. من بيشتر در موسيقىهاى آلترناتيو راك موافق اشعار محاورهاى و نه چندان پيچيده هستم.
س: وقتى گروه مس شروع به كار كرد عكسالعمل و بازتابى كه از خانواده و اطرافيان مىگرفتيد چه بود؟
نعيم: به هر حال همانطور كه بچهها گفتند به علت اينكه موسيقى راك كمتر در ميان اطرافيان و خانوادههايمان شنيده شده بود. در طول دو ماه ظبط آثار مس، من با شور و اشتياق در مورد آهنگها با همه صحبت میکردم. اما آنها بعد از شنيدن، زياد از کارها خوششان نيامد. همه مىگفتند «اين بود چيزی که اين همه ازش تعريف میکردی؟» . مادرم بعد از شنيدن ۵ ثانيه از آهنگ، تعريفی سرسری کرد و از اتاقم بيرون رفت. خيلىها مىگفتند صداهايى در اين قطعات است كه خوب نيست، بعد من فهميدم كه منظورشان گيتارهاى الكتريك و آكوردها بوده است. ولى بعد از گذشت ايام، حالا كه قطعه جاويدان را براى مادرم مىگذارم، قطعهاى كه به هر حال از كارهاى مس سنگينتر است، گرچه باز هم مىگويند خيلى خوب است، اما اينبار آهنگ را تا آخر گوش میدهد.
مهيار: البته يك قسمتى از اين قضيه به اين خاطر است كه به هر حال كارهاى نعيم پختهتر شده است، و در نتيجه دلنشينتر. دوستان من، كه همه از موسيقى راك را دوست دارند، خيلى از كارم استقبال كردند. به هر حال انسان به نوعى هميشه ميل به عناصر آشنا دارد، و آن چيزى را كه مىشناسد و در مورد آن پيشزمينهاى دارد را راحتتر مىپذيرد.
فرزاد: به هر حال همانطور كه تا چند سال پيش در جامعه خيلى عجيب بود كه به يك موسيقى پاپ خيلى سطحى مجوز انتشار رسمى دهند و حالا ديگر عجيب نيست و آثار پاپ به راحتى مجوز مىگيرند. گرچه اين حالت بهطور دقيق در مورد موسيقى راك مصداق ندارد، اما اين موسيقى هم در حال طى کردن روند پيشرفت خود است و اميدوارم روزى برسد كه حساسيتها از اين نوع موسيقى هم برداشته شود.
نعيم: برگزارى مسابقه موسيقى زيرزمينى در اين راه خيلی تاثيرگذار بود، همينكه به من جرات داد كه گروه امرتاد را راه بياندازم و مهمتر اينکه دست مرا باز گذاشت تا موسيقیام را هرطور که میخواهم بسازم و اجرا کنم. بهنظرم پيشرفت موسيقى راك به اين آزادی عمل بيشتر از هرچيز نياز دارد. من خودم اول به امرتادى فکر میکردم که تنها آهنگهای بیكلام اجرا میکرد، تا اينكه شنيدم در اين مسابقه هيچ محدوديتى وجود ندارد، و آن طور كه بخواهم مىتوانم كار كنم. با وجود آزادی عمل برای هنرمند و البته كمى هم تبليغات، طبيعیاست که نگاه جامعه هم نسبت به اين موسيقی تغيير خواهد كرد.
فرزاد: واضح است كه تبليغات در مورد سبك كار امثال ما بسيار كم و ضعيف است. حتى بسيار شنيدهايم كه از رسانههاى رسمى مثل راديو و تلويزيون كشورمان كارهايى پخش مىشود كه سازندگان و نوازندگان آنها معرفى نمىشوند. خواه آثار گروه پينک فلويد و يا حتى گروه آويژه.
بالای صفحه