Mahbanu is only one in a series places around the city of Tehran that have chosen as theme the glory of the past. When you approach the eatery on the western side of Vahdat Hall, it is as if you are getting closer to the palace of Cyrus the Great.
Persepolis pillars and bass relief are to be found everywhere. It is enough to climb down a few stairs to find yourself in a brightly lit banquet hall were colorful tiles depict scenes of epic battles and sacred gods and goddesses. In one corner wooden benches appear next to the regiment of Khashayarsha. This is the "traditional" coffee house section, where you can order qaliyan and tea.
But, it is only when you get to the menu that you find out that Mahbanu offers everything from the ubiquitous chelokebab to the Roman Empire pizza and the American Empire burger. The food is inexpensive and average in taste. Salad is generous and satisfying. There is also desert, which comes from the pastry shop one flight up.
Mahbanu is geared towards large public gatherings. Wedding parties and other ceremonies can be set up in an area that seats more than 200 people. But to go there with some friends for dinner may not be the best of choices.
Top
شکوه هخامنشی در خدمت عقد و عزا
پايين شهر
غرب تالار فرهنگپرور وحدت در خيابان محمدحسين شهريار محوطهای است که از مغازههای رنگارنگ پُر شده است. تمام اين محوطه در اختيار يک شخصيت حقوقی است و ما هم قبلاً برای شما از پيشينهاش گفته بوديم، از شيرينیفروشی آقبانو. خارج از شيرينیفروشیْ مغازهها با کاربریهای مختلف کنار هم قرار گرفتهاند، از آژانس تاکسی و حمل بار گرفته تا بقالی و پيتزافروشی، و اگرچه نام تمام اين مغازهها بانو را يدک میکشند، ولی از لحاظ ظاهری کمتر به هم شبيهاند.
شيرينیفروشی آقبانو در فصل گرما میتواند ميزبان کافهنشينانی باشد که برای دسرهای پُر ملاط و مايه و فرار از يکنواختی دوداندود مناطق ميانشهری به آنجا میآيند. اما در فصل سرما جايی برای نشستن نيست و مشتريان اگر جا برای پا دراز کردن بخواهند مجبورند محوطه را دور زده و در سوی ديگر ماهبانو را بيابند. در حقيقت، ماهبانو رستوران نيست، تالار است، آنهم به معنای ضيافتیاش، يعنی مشتريان آن کمتر برای تجربه لذتبردن از آشپزی و بيشتر برای شرکت در مراسم خاصی به تالار زيرزمينی مراجعه میکنند.
سردر و ورودی رستوران به گونهای آذين شده که فکر میکنيد به پاسارگاد نزديک میشويد. البته تهرانی در چند سال گذشته با به نمايش گذاشتن ميراث ملیباستانیاش خو گرفته است. در گالریهای هنری، در مغازههای دکوراسيون داخلی، در تالارهای تازه راهاندازی شده، در کارتتبريک فروشیها اين فروهر است و شير بالدار و بُز کوهی و چهارگاو بالدار و خشايارشا و سيمرغ که همه جا تصوير شده است. ميل به نمايش فرّ و شکوه گذشته بیشک دلايل متعددی دارد که از حوصله اين نوشته خارج است. اما ديدن نقوش برجسته هخامنشی در يک تالار غذاخوری چيزی نيست که به سادگی بتوان آن را هضم کرد.
وقتی که پلهها را پايين میرويد ناگهای با تالار عظيمی روبرو میشويد که بيش از پنجاه ميز را در خود گنجانيده است. در يک گوشه تختهای چوبی به ديوارها تکيه داده شده که حال و هوای قهوهخانههای سنتی را القاء کند. حتی مشتری میتواند قليان و چای هم سفارش دهد. اما در اين قهوهخانه سنتی از نقاشیهای قهوهخانهای خبری نيست. يک ستون سپاه داريوش کبير است که پشتسر مشتری رژه میرود. ماهبانو تا بن دندان خود را به ميراث ملی مسلح کرده است. جالب اينجاست که کاشیهای رستم و ديو سپيد در تاقچههای هلالیای باز میشوند که از آجرهای معروف به سهسانتی درست شدهاند. در گوشهای تصوير شاعر معروف زادگاه زرتشت، شهريار، هم ديده میشود، که شايد نشان از تعلقات جغرافيايی صاحب رستوران باشد.
منوی ماهبانو از زمان هخامنشی به ما نرسيده است. چلوکباب است و جوجه و چيزهايی از اين دست، اما پيتزا و ساندويچ هم میتوانی در آن پيدا کنی. اين نشان میدهد که نشانههای عظمت باستانی راه به صورتغذا نمیيابد و در همان تزيينات ديواری خلاصه میشود. وقتی از صاحب رستوران سئوال کرديم که مشتريان چه کسانیاند گفت که ماهبانو بيشتر برای اجرای مراسم بصورت يکجا رزرو میشود. او گفت که اگرچه مالک تالار پذيرايی همان صاحب مجموعه آقبانوست، اما تدارکات و اداره رستوران به عهده اوست.
جوجه کباب خوب بود. اما فقط همين. سالاد فصل مفصل بود و ارضاء کننده. قيمت هيچيک هم زياد نبود. دسر هم در صورتغذا آمده بود که شامل شيرينیهايی است که چند پله بالاتر در آقبانو پخت میکنند. باقلوای با چای البته که خوب بود. همه غذاها اصلی از ۱۰۰۰ تومان تا ۲۰۰۰ تومان قيمت گذاشته شده بودند.
وقتی که حساب را پرداختيم و از مهد هخامنشيان پا بيرون گذاشتيم در حين شکرگزاری از خوانی که اورمزد در برابرمان گسترده بود از اين خوشحال بوديم که از سالن مهتابی ماهبانو با گلهای مصنوعی به خيابان پا گذاشتهايم. شايد اين غذاخوری برای مراسم عقد و عزا جای مناسبی باشد اما برای اينکه با دوستان لختی را بگذرانی مناسبتی ندارد.
بالای صفحه