The Black Book of Communism was published in France in 1997, and, in the heat of academic debates, topped the best selling list. Even though the book's authors were themselves former members of the Communist Party, the book focus mainly on atrocities committed in the name of communism, postulating that Communism was possibly privy to being misused, and that the Bolshevik genocide taken place under Lenin and Stalin was similar to the racial genocide under Hitler. Stalin, to the authors, used the anti-fascist ploy to pass himself for a defender of traditional values of the bourgeoisie to western intellectuals, and although in appearance he claimed to be against fascism, he painted a horrific picture of fascism in Western Europe.
Western intellectuals have called The Black Book of Communism an apologia for fascism. Jahan-e Ketab's Kaveh Bayat talks about the Farsi publication of this book and laments the lack of enough attention in Iran to important social phenomena like the crimes of Communist regimes.
Top
كتاب سياه كمونيسم
كاوه بيات
كتاب سياه كمونيسم. استفان كورتوا و ديگران. ترجمه عبدالحميد فريدى عراقى. تهران: دفتر مطالعات سياسى و بينالمللى، ۱۳۸۱. ۱۰۵۴ ص، ۴۸۰۰۰ ريال.
انتشار كتاب سياه كمونيسم، يكى از مهمترين آثار موجود در نقد و بررسى كارنامه كمونيسم در نوامبر ۱۹۹۷، به مجموعه بحثهاى موافق و مخالفى در فرانسه منجر شد كه جهان كتاب نيز با درج مقالاتى چون «كارنامه سياه كمونيسم» به قلم دكتر روشن وزيرى (س ۳، ش ۳ و ۴، بهمن ۱۳۷۶) و «تاريخنويسان و كمونيسم» ترجمه دكتر عباس آگاهى (س ۳، ش ۵ و ۶، اسفند ۱۳۷۶) گوشههايى از اين بحث را منعكس كرد. اينك با انتشار ترجمه فارسى كتاب سياه كمونيسم، جا دارد كه پس از مرورى بر مشخصات آن و سرنوشت كلى كتابهايى از اين دست در ايران، بار ديگر به پارهاى از مباحث مطرح شده در باب اين كتاب نيز اشاره شود.
كتاب سياه كمونيسم پس از مقدمهاى بحثانگيز از استفان كورتوا، با مقالهاى از نيكلاس ورث آغاز مىشود تحت عنوان «حكومتى عليه ملت خود» كه در آن چگونگى تلاش بلشويكها براى نهادينه كردن خشونت و ترور برآمده از انقلاب ۱۹۱۷ روسيه، و توفيق و اعتلاى اين تلاش در دوره استالين... به نحوى جامع و گويا توضيح داده شده است (صص ۳۲۶-۴۹).
در حالى كه سرگذشت «غيرخودىها» در سالهاى انقلاب و جنگ داخلى و تحكيم اقتدار بلشويكها در روسيه شوروى موضوع اصلى بخش اول اين كتاب را تشكيل مىدهد، در بخش دوم آن -- «انقلاب جهانى، جنگ داخلى، ترور» به قلم كورتوا و ژان لويى پنه -- اين سرگذشت «خودىها» است كه در اين دوره موضوع بررسى قرار مىگيرد؛ يعنى سرگذشت آن گروه از كمونيستهاى اروپايى و ديگر متحدان «ضد فاشيست» مقامات كرملين كه در جريان چيرگى كامل مسكو بر كمينترن در سالهاى بين دو جنگ جهانى، قربانى ترور كمونيستى شدند (صص ۴۵۰-۳۲۹). مداخله شوروى در جنگ داخلى اسپانيا از مطالب مهم اين بخش است.
در بخش سوم كتاب تحت عنوان «بقيه اروپا به عنوان قربانى كمونيسم» سرنوشت اروپاى شرقى در سالهاى سيطره كمونيسم مورد توجه بوده است (صص ۵۸۴-۴۶۳) و در اين چارچوب نيز بخش مهمى به توصيف سرگذشت لهستان اختصاص دارد.
در حالى كه در بررسى كارنامه كمونيسم در بسيارى از اين حوزهها، از پديده هولناكى مىتوان سخن گفت كه اينك در مجموع به تاريخ سپرده شده و پشت سرگذاشته شده است، ولى در بخش چهارم اين كتاب -- «رژيمهاى كمونيست در آسيا» به قلم ژان لويى مارگولن -- از تجربهاى سخن در ميان است كه هنوز در كشورهايى چون چين، كره شمالى و ويتنام و... جريان دارد؛ كشورهايى كه به رغم دگرگونيهايى چند، هنوز در ساختار و ماهيت سركوبگرانهشان دگرگونى اساسىاى صورت نگرفته است. (صص ۸۳۳-۵۸۵)
در «جهان سوم» بخش پنجم كتاب، تحركات و تجارب كمونيستى در پارهاى از كشورهاى آمريكاى لاتين، آفريقا و آسيا مورد بررسى قرار گرفتهاند كه در برخى از آنها مانند كوبا، اتيوپى، آنگولا، موزامبيك و افغانستان، كمونيسم به صورت تشكيل يك رشته حكومتهاى «خلقى» دستنشانده شوروى، نمودى نسبتاً پايدار يافت و در برخى نيز مانند نيكاراگوئه و پرو...، تحول حاشيهاى و زودگذرى بيش نبود (صص ۹۳۵-۸۳۷).
در انتهاى كتاب نيز گذشته از موْخره استفان كورتوا در تلاش يافتن پاسخى بر علل پيشآمد يك چنين تجربه دردناكى در تاريخ بشرى (صص ۹۷۱-۹۳۷)، ضميمهاى نيز به بررسى كارنامه كمونيسم در آلمان شرقى اختصاص يافته است (صص ۱۰۵۴-۹۷۶).
***
بنا به دلايلى كه بىعلاقگى نسبى جامعه در قبال مباحث مهم اجتماعى يكى از موارد كلى آن است و تداوم چيرگى يك تفكر چپنگر بر فضاى فكرى كشور نيز يكى از علل مشخص تر آن، در ايران انتشار آثار جدى و اساسى در نقد و بررسى پديده كمونيسم اقبال درخور توجهى نيافته است. در دادگاه تاريخ اثر گرانقدر روى مدودوف در محاكمه استالينيسم كه در سال ۱۳۶۰ توسط منوچهر هزارخانى به فارسى ترجمه و منتشر شد هيچگاه به چاپ مجدد نرسيد و ناياب ماند (احتمالاً از جمله به دليل سرنوشت تاءسف بار مترجم آن)؛ جريانهاى عمده ماركسيسم، يك اثر مهم و مفصل ديگر به قلم لِشِك كولاكوفسكى در نقد ماركسيسم كه در همان سالهاى مقارن با انقلاب توسط دكتر عباس ميلانى ترجمه وبه ناشر سپرده شد، هنوز هم منتشر نشده است. و اينك نيز كه ترجمه فارسى كتاب سياه كمونيسم پس از دشواريهايى چند از لحاظ عدم آمادگى يكى ازناشران براى نشرِ به موقع آن، به همت دفتر مطالعات سياسى و بينالمللى وزارت امور خارجه منتشر شده است، بايد اميدوار بود كه جداى از علل و عوامل پيش گفته، محضوراتى چون محدوديت حوزه توزيع آثار دفتر مطالعات به چند فروشگاه خاص، مزيذ بر علت نشده و اين كتاب بتواند در ميان اهل تحقيق و مطالعه كشور جايگاهى درخور و شايسته بيابد.
بالای صفحه