Click
جعبه‌ها
مریم نکودست


 ما شهری‌ها مخصوص به خودیم. زندگی خود را با ضربه‌های رنگ آغشته می‌کنیم تا تیرگی‌هایی را که در درونمان انباشته بماسیم. سروصدا راه می‌اندازیم تا همهمه درون جمجمه‌هامان را بنوازیم. زندگی‌مان پُر است از تجربه‌های دستمالی‌شده که به هر قیمتی می‌خواهیم از آنها برهیم، بدون آنکه بدانیم در این کار موفق می‌شویم یا خیر، بدون آنکه بدانیم آیا خوشبختیم یا نه.

در سراسیمگی عمر می‌گذرانیم، مثل خرگوش آلیس در سرزمین عجایب، همیشه در حال رسیدگی به کارهای خیلی مهم‌مان، همیشه با تأخیر، همیشه گرفتارتر از آنکه زنگی بزنیم، احوالی بپرسیم،و همیشه خیلی خسته.

و آیا متوجه شده‌اید؟ ما در جعبه‌هایی اینور و آنور می‌شویم. جعبه‌های بزرگ، جعبه‌های کوچک، جعبه‌های سیاه و سفید، و طیف رنگ‌های میان این دو.

این جعبه‌ها از مهم‌ترین نمادهای زندگی مهم شهری‌مان‌اند، المثنی‌هایی از خانه‌هامان، که به صلیقه خود آرایش‌شان می‌کنیم. بعضی جعبه‌هایی زیباتر داریم، یا بزرگ‌تر، یا پُر زرق‌وبرق‌تر. بسیاری از ما یکی‌اش را زیر پا داریم. بعضی دیگر دو، سه یا چهارتایشان را داریم، بسته به موقعیت اجتماعی‌مان‌. عیار شخصیت ما می‌شوند. برخی از ما هیچ از این جعبه‌ها نداریم و مجبوریم از دیگرانش عاریه بگیریم. وقتی از آنها خسته شدیم، بهترش را می‌گیریم، جدیدترش را.

حباب‌های انزوای مایند، تجلی ِ پیدای حزنی که در درون حمل می‌کنیم -- وجودی هولناک، همه‌جایی و ممتدی که هیچگاه ترک‌مان نمی‌کند و هیچگاه از میان‌مان بر نمی‌دارد.

مخزن‌های تنهایی‌مان‌اند، آنی که ویژه ما شهری‌هاست -- زندگی در چنین نزدیکی جسمانی و در چنین دوری روحانی. جعبه‌هامان ردپای شرایط‌مان را نیز بر خود دارند: اشک‌هامان، عشق و نفرت‌هامان، خنده‌هامان، زیبایی‌هامان، زشتی‌هامان، دردهامان، و پیمان‌شکنی‌هامان.

بعضی از ما با نگهداری و رسیدن وسواس‌گونه به جعبه‌هامان به آرامش می‌رسیم، و خلاء و تهیای درون جمجمه‌مان را با آن پُر می‌کنیم. برای برخی دیگر این جعبه‌ها سرچشمه شادی‌مان است. بعضی دیگر فقط به جمع‌آوری‌شان دلخوش می‌کنیم، مثل اسباب بازی.

این توهم را هم پشت سر خود یدک می‌کشیم که این جعبه‌ها به ما هویت و اهمیت می‌دهند.

سرآخر، منتهی، تفاوت تنها در اندازه است و در اینکه جعبه چه کسی خوشگل‌تر یا زشت‌تر از دیگری، زهوار در رفته‌تر یا خوش‌ترکیب‌تر، است. آخرش همه اینها جعبه‌اند، با همه حس ایمنی و آرامشی که به بار می‌آورند، واقعی یا مجازی، و همه زشتی‌ای که این به دنبال دارند. جعبه‌هامان انعکاس و بازتابی است از خودمان. برای اینکه به خودمان بقبولانیم که جور دیگری است، و برای دامن زدن به این توهم، نام دیگری بر روی آنها گذاشته‌ایم و «ماشین» خطاب‌شان می‌کنیم.