فروردین ۱۳۸۴ رودخانه پرآب *قزل اوزن* اولین چشم اندازی است كه پس از عبور از رشته كوهی كه *زنجان* را از منطقه *طارم* جدا كرده است به چشم میخورد. پس از ۱.۵ ساعت سفر از زنجان به روستای *درام* [۱]، خنكای آب رودخانه قزل اوزن خستگی را از تن به در میكند. بر خلاف تصور ارتفاع رودخانه از سطح دریا زیاد نیست (حدود ۶۰۰ متر). منطقه سرسبز كنار رودخانه عمدتاً زمینهای كشاورزیاند كه در آنها برنج، سیب زمینی، طالبی و انواع صیفی ها كشت شده است. معمولاً آبیاری با پمپاژ و از رودخانه صورت میگیرد. جادهای خاكی به طول حدود ۳ كیلومتر ما را به روستای *كُمادشت* میرساند. شب را در این روستای سرسبز میگذرانیم و ساعت ۶ صبح وسایل را جمع و جور كرده و حركت میكنیم. پس از حدود ۲۰۰ متر پیادهروی در امتداد جاده خاكی، از سمت شرق جاده و در مسیر پاكوب و مشخص از جاده خارج میشویم. مسیر شیب تندی دارد و در امتداد دره به پیش میرود. بعد از ۶.۲ كیلومتر پیادهروی وارد دره بازی میشویم كه سه درخت توت بزرگ با سایهای فرح بخش و چشمه كوچكی ما را به شیرینی میوه هایش مهمان میكند. خستگی از تن دور میشود. وارد منطقهای با درختچههای جنگلی میشویم. همچنان به سمت شمال ادامه میدهیم. باز هم شیب زیاد كوه، نفس را در گرمای تابستان كوتاه میكند. هزار و دویست متر پیادهروی ما را به خطالرأس كوه میرساند (ارتفاع ۲۱۷۲ متر). دامنه جنوبی كوه را تراورس كرده و پس از ۲۳۰۰ متر پیادهروی از گردنه شرقی وارد مرتع بسیار زیبایی میشویم. اكنون با انبوهی از گلههای بز و گوسفند روبرو شدهایم و سگهای گله مدتی است ما را متوقف كردهاند. ناهار را مهمان چند خانوار چادرنشینی كه تابستانها به این منطقه میآیند میشویم (به این منطقه ییلاق میگویند). امان از ملخ. شاید به سختی بتوان گام برداشت و صدای له شدن این حشرات را نشنید. پیرمردی میگفت كه در سالیان دور هر سال مراتع توسط دولت سمپاشی میشد ولی متأسفانه مدتهاست كه این كار نیز فراموش شده و این حشرات آنقدر زیاد شدهاند كه علاوه بر نابودكردن مراتع، دامها را نیز بیمار كرده اند. متاؤسفانه هنوز هم كسی به فكر نیست. شب را با شمارش ستارگان بی شمار آغاز كردیم. افسوس كه نسیم شبانگاهی و خستگی روزانه پلكها را پیش از موعد سنگین كرد. ساعت ۷ صبح به سمت شرق ادامه میدهیم و بعد از دور زدن دره عمیق روبروی مرتع و پس از ۳.۸ كیلومتر به گردنه ۲۴۳۵ متری میرسیم. مجدداً از دامنه كوه تراورس كرده و پس از ۳.۳ كیلومتر روی گردنه شمالی مشرف به منطقه ماسوله استراحت میكنیم (ارتفاع ۲۵۲۹ متر)، از اینجا دره ماسوله نمایان است. منظرهای بس بدیع با جنگل و ابر خفته در بستر دره، شكوه پرواز یك جفت عقاب نیز مدتی سرگرممان می كند.[۲] به سرعت از دامنه شمالی به سمت شرق پایین میآییم. سپس ادامه مسیر به سمت شمال و بعد از ۷.۱ كیلومتر پیادهروی و گذر از جنگل به روستای زیبای *ماسوله* میرسیم. ماسوله حدود ۱۰۰۰ متر از سطح دریا ارتفاع دارد و جزو مناطق توریستی استان گیلان است. وصف تاریخی و فرهنگی آن بماند برای بعد. انبوه جمعیت متعجبمان كرد. با كمی دقت به نگاه رهگذران، میشد حدس زد كه ایشان از دیدن كوله پشتیهای بزرگ و وزین ما تعجب بیشتری كردهاند. برخی نیز با چند سؤال كوتاه پاسخ خود را میگرفتند. در میدان اصلی روستا مینیبوس به مقصد *فومن* مهیاست. [۳] در ساعات خاصی از شهر فومن به مقصد تهران اتوبوس وجود دارد. اگر اتوبوس را از دست دادید نگران نباشید چون اتوبوس دیگری در شهر رشت منتظر شماست. به دوستان و همكاران عزیز پزشك توصیه میكنم در اینگونه سفرها كه مدتی را در مناطق صعبالعبور و دورافتاده میگذرانید، كمی بیش از حد مورد نیاز دارو و كمك های اولیه پزشكی همراه داشته باشید، زیرا همیشه با كودكان و پیرانی كه محتاج كمك ما هستند برخورد خواهیم كرد. ۱/ از زنجان اتومبیل های كرایه ای وجود دارد كه با دریافت ۱۵۰۰ تومان شما را به *درام* میرساند.پانویس
۲/ قبل از رسیدن به این مكان حتماً تلفن همراه خود را خاموش كنید چون ممكن است صدای آن سكوت طبیعت را خدشهدار كند.
۳/ كرایه مینیبوس از ماسوله تا فومن ۱۵۰ تومان است.