آبان ۱۳۸۴ صدای {پریسا} را برای اولین بار دو سال قبل شنیدم، وقتی که شبکه رادیویی *دابلیودیآر* آلمان یکی از کنسرتهای او را، که به همراه *گروه دستان* آوازهایی از سیدی ِ دوتایی ِ شوریده را اجرا کرده بود، پخش کرد و من بسیار از آن لذت بردم. دیروز (۹ آبان ۱۳۸۴) در *فیلارمونی کلن* اجرای زنده او را از نزدیک دیدم و شنیدم. پیش از این نیز در سال ۲۰۰۱ اجرای گروه دستان را با {سیما بینا} در همین محل دیده بودم. آنچه که وقتی وارد فیلارمونی شدم تا حدودی متأسفم کرد این بود که بلیط شاید تنها برای یکسوم از صندلیها (شاید حتی کمتر) به فروش رفته بود. چندصد نفری برای تماشای کنسرت آمده بودند که شاید بیشتر آنها هم ایرانی بودند. در این شب پریسا و گروه دستان آلبوم اخیر خود گل بهشت را، که در آلمان توسط *نتورک مدین جیامبیاچ* تولید و پخش شده، اجرا کردند. پیش از کنسرت نمیدانستم که ترجمه آلمانی تمام آوازهایی که بعدتر توسط پریسا خوانده شدْ پیشتر ارائه شده است، اما پس از کنسرت آن را تهیه کردم. بنابراین در طول کنسرت درباره آنچه که پریسا میخواند مطلقاً هیچ ایدهای نداشتم، چرا که چیزی از زبان فارسی نمیدانم و سیدی جدیدی را که در آن ترجمههای آلمانی، فرانسوی و انگلیسی آوازها نیز قرار داده شده، هنوز نخریده بودم. اگر شما بفهمید که متن یک ترانه درباره چیست این نکته میتواند جذابیت موسیقی ِ آن را نیز برای شما بالا ببرد، اما با این وجود بدون دانستن متن هم میتوانید از یک کنسرت/موسیقی لذت ببرید و این اتفاقی بود که برای من هم افتاد. باید اذعان کنم که هنوز در برخی مواقع شکل آوازخوانی فارسی کمی برای گوشهای من ناآشناست، چرا که نسبت به آن چه شما بهطور معمول در کشورهای اروپای غربی مجبورید به آنها گوش کنید بسیار متفاوت است. اما از زمانی که برای اولین بار در ۱۹۹۹ اجرای زنده سیما بینا و *گروه همنوا* را در *جشنواره موسیقی ولتژ* در بن از طریق تلویزیون آلمان دیدم، مدام بیشتر و بیشتر به این سبک عادت کردهام. من تقریباً چیزی درباره تئوری موسیقی و آواز ایرانی نمیدانم. اما آنچه که وارد گوشهایم میشد آشکارا به من میگفت که صدای پریسا احساسات بسیار عمیقی را بیان میکند، و وقتی بعد از کنسرت ترجمه آلمانی متن آوازها را خواندمْ فهمیدن دلیل این احساس برایم آسان بود: اینها احساساتی بودند که در دل همین شعرها نیز بیان شده بودند. شعرهایی که در آلبوم گل بهشت استفاده شده است، و در همین کنسرت هم اجرا شدند، شعرهایی از {نظامی}، {رومی}، {سعدی}، {عراقی} و {جوشقانی} هستند. تا آنجا که من از روی ترجمه آلمانی میتوانم بگویم، تمام آنها با عشق سروکار دارند و نحوه این تعامل آنها با عشق، هنر شاعرانهای حقیقی است. وقتی این حقیقت را در نظر داشته باشیم که بیشتر این اشعار (شعرهای رومی و نظامی) به قرنهای ۱۲ و ۱۳ بازمیگردند، بیشتر تحتتأثیر قرار میگیریم. مثل آلبوم شوریده، آلبوم قبلی گروه، تمام آهنگهای آلبوم جدید ِ گل بهشت نیز توسط اعضای گروه دستان نوشته شدهاند. موسیقیهای سیدی شماره یک، که در قسمت دوم کنسرت اجرا شدند، توسط {حمید متبسم} تنظیم شدهاند و موسیقیهای سیدی شماره دو را، که بخش اول کنسرت را تشکیل میدادند، {حسین بهروزینیا} تنظیم کرده است. با آنکه شکی نیست که پریسا خوانندهای عالی است و هر پنج عضو دیگر گروه دستان نیز استادان مسلم سازهای خود هستند، اما تماشاییترین لحظههای کنسرت دیروز شاید جایی بود که {پژمان حدادی} (تمبک، پنداریک) و {بهنام سامانی} (دف، دایره، ادو) به تکنوازی پرداختند و این تکنوازیها در جاهایی به نظر میرسید که بدل به گونهای رقابت موسیقیایی بین آنها شده است. همزمانبودن و مهارت حرکات انگشتان آنها و وضعیتی که در آن به نظر میرسید آنها با چشم بسته یکدیگر را درک میکنند، بسیار حیرتانگیز بود. البته باید گفته شود که تمام هنرمندان این گروه کاملاً با یکدیگر هماهنگی داشتند و به نظر میرسد کاملاً یکدیگر را درک میکنند و به هم احترام میگذارند. تمام آهنگهای هر دو قسمت کنسرت بدون هیچ قطع و گسستی اجرا شد. حتا هیچ فاصلهای بین دو آهنگ وجود نداشت تا تماشاگران فرصت تشویق گروه را پیدا کنند. در پایان قسمت اول و همچنین در انتهای برنامه حاضرین از جای برخاسته و به ابراز احساسات پرداختند تا جایی که، در انتهای برنامه، پریسا و گروه دستان را وادار به اجرای دوباره یکی از آوازها کردند. عکسالعمل حاضرین پس از شنیدن آغاز آواز نشان میداد که بیشتر ِ آنها این آواز را به جا آوردهاند. البته این آواز هرچند برای من آشنا بود، اما نمیتوانم دقیقاً بگویم که کدام یک از کارهای او بود. مجموع زمان کنسرت و آوازی که دوباره اجرا شد به بیش از دو ساعت رسید. تمام برنامه توسط سه دوربین تصویربرداری میشد و بر این مبنا امیدوارم که در آینده نسخه دیویدی این کنسرت، همانند کنسرت دو سال پیش سیما بینا در *تئاتر تانزبرونن* در کلن، به بازار بیاید. اما هماکنون اعلام شده که این کنسرت در روز اول دسامبر (۱۰ آذر) از کانال ۳ شبکه رادیویی دابلیودیآر آلمان پخش خواهد شد. کسانی که علاقمند به شنیدن این برنامه هستند و در عینحال به برنامههای رادیو آلمان دسترسی ندارند، میتوانند آن را بر روی پایگاه اینترنتی دابلیودیآر بهطور همزمان گوش کنند. در مجموع، آن شب یک شب بهیادماندنی بود و با فاصله زیاد، یکی از بهترین کنسرتهایی که من شاهد آن بودهام. پس از پایان کنسرت و در سالن انتظار فیلارمونی، مردم حتی این شانس را داشتند تا با پریسا و بقیه اعضای گروه گفتگویی داشته باشند. پریسا و چهار عضو از پنج عضو ِ گروه دستان هم دفترچه داخل سیدی ِ دوتایی گل بهشت را، که بلافاصله پس از پایان کنسرت آن را خریدم، برای من امضا کردند. امیدوارم در آینده یک بار دیگر و در جایی دیگر اجرای زنده پریسا و گروه دستان را ببینم و بشنوم. شما هیچگاه از یک موسیقی زیبا سیر نمیشوید!