تیرماه ۱۳۸۵ ریشه در خاک نام آلبومی است که چندی پیش (در زمستان ۸۴) توسط * آوای باربد* منتشر شد. و همچنین، نام شعری است از {فریدون مشیری} که قطعه دوم مجموعه را میسازد و *گروه ایرانی* نام آن را بر آلبوم نهاده است. گروه ایرانی متشکل است از ۸ نفر؛ {جمشید محبی} (تنبک)، {عبدالحسین جواهری} (نی)، {شهرام غلامی} (عود)، {نوید دهقان} (کمانچه)، {سیاوش پورفضلی} و {سهیل یاراحمدی} (تار)، {اردوان طاهری} (سهتار و دف) و {پژمان طاهری} (سنتور) با همخوانی {مهسا وحدت} و {پژمان طاهری}. تأسیس گروه ایرانی به سرپرستی پژمان طاهری به سالهای ۷۹-۸۰ بازمیگردد. به دورانی که پژمان طاهری همکاری گستردهای با {محمدرضا شجریان} داشت. طاهری که متولد ۱۳۴۹ گرگان و فارغالتحصیل رشته موسیقی از دانشگاه تهران است چند سالی است که در دانشگاه موسیقی وین (اتریش) ادامه تحصیل میدهد. او سابقه همکاری با استاد {محمدرضا لطفی} و گروههایی همچون *شیدا* را داراست و چند کتاب موسیقایی تألیف و منتشر نموده است. پژمان طاهری که موسیقی تمام قطعات آلبوم ساخته اوست ریشه در خاک را طی نوشتهای کوتاه و جذاب به استادش {پرویز مشکاتیان} تقدیم کرده است. از همان قطعه نخست («کبوتر»، با شعری از فریدون مشیری) میتوان دریافت که نام همخوانی به اشتباه یا با اغماض بر مجموعه درج شده است و مهسا وحدت گویی تنها به خواندن قطعات پرداخته است. صدای بسیار آرام پژمان طاهری شاید بیشتر نقش مجوز بر صدای وسیع و پرتوان مهسا وحدت دارد. دلیل آن نیز روشن است و اجبار در عدم پخش صدای یک زن به عنوان تکخوان این نتیجه را نیز در بر دارد. اما در همکاری خود پژمان طاهری به عنوان همخوان شاید بتوان شک کرد چرا که در بعضی بخشهای آلبوم، هارمونی به طرزی دلنشین رعایت نشده است. مهسا وحدت متولد ۱۳۵۲ تهران، فارغالتحصیل موسیقی از دانشگاه هنر است. موسیقی را از نوجوانی با پیانو و سهتار آغاز کرده و آواز را نیز از {پری ملکی}، {مهدی فلاح} و {محسن کرامتی} فراگرفته است. او سابقه همکاری با گروههای همچون *خنیا*، *خجسته*، *همنوا*، *رومی* و نیز همراهی {مجید درخشانی} و {کریستف رضاعی} را دارد (درخشانی در کنسرتهای خارج از کشور و رضاعی در قطعه «صلح برای هزاره سوم»). استفاده از اشعار نوی پارسی به سبب ویژگیهای همچون کوتاه و بلند بودن مصراعها و آزاد بودن مکان قافیه، همواره ساخت موسیقی اصیل ایرانی بر روی آن را دشوار کرده است. که پژمان طاهری در ۵ قطعه همین کار را انجام داده اما همین عامل در قسمتهایی از اثر مسألهآفرین شده است. چنان که موسیقی یا به دور افتاده (تکرار یک یا دو میزان پشت هم) و یا چنان خالی از فراز و فرود شده که گویی چند دقیقه بر روی یک گام اجرا شده است (مثلاً در قطعه «میخک» با شعری از {عزیزالله کاشانیان} و یا «دوستی» با شعر فریدون مشیری). آهنگساز نیز برای فرار از این وضعیت به اوجهای کوتاه و کاملاً آشنا در آخر این قطعات بسنده کرده است. سؤال و جوابهای سازی/آوازی اثر، نقش سنتور را پررنگتر از دیگر سازها به گوش رسانده و در بعضی قطعات همنوایی دلنوازی خلق کرده است اما انگار قطعه «تشنه» حضور محسوستر تار یا حتی بمتار است. سازهای کوبهای نیز (دف و تمبک) اگر چه همراه همیشه ریشه در خاکاند، آنچنان که باید و شاید از آنها بهره برده نشده است. به گمان من این آرامش و روان بودن قطعات، زمانی که در مقابل بخشهایی هر چند کوتاه اما پرهیجانتر و شلوغتر قرار میگرفت نمایانتر میبود. در هر حال انتخاب اشعار زیبا و آهنگسازی لطیف و دلنواز بر آنها قطعاتی به یادماندنی بوجود آورده که همراه بسیار خوبی برای بعدازظهرهای گرم و خشک تهران است و شاید مرهمی بر آن! (مانند قطعه «اشارات نظر» با شعر {ه. ا. سایه} و خود قطعه «ریشه در خاک») قطعه *شیدا* نیز با شعر{فخرالدین عراقی} پایانی است آرام و صمیمی که صدای پژمان طاهری را در آن بیشتر میشنویم و ما را چه در سبکهای موسیقی و چه در زمزمههای طاهری به یاد آثار استاد محمدرضا لطفی میاندازد. آلبوم حاضر در کل، اثری کم اشکال و دلنشین است و همین ویژگی توجه مخاطب نکتهسنج و کمالگرا را به خود جلب میکند. در نهایت میتوان ریشه در خاک را درختی پربار با ریشههایی عمیق در خاک موسیقی اصیل ایرانی دانست، درست مانند تصویر روی جلد آلبوم.