Click
امنیت و کمی هم آرامش در لحظات عبور
نگار هرآیینی


تیرماه ۱۳۸۶

از پله‌ها که بالا می‌آیم هوای گرم تا نیمه همراهی‌ام می‌کند و بعد همان‌جا می‌ماند. بر روی دیوار روبرو تصویری از ساختمان *موزه هنرهای معاصر* نصب شده که گویا ربطی ندارد یا اگر دارد من دلیل حضورش را نمی‌فهمم. خنکای باد از کولر گازی به صورتم می‌خورد. دوردیف شانزده تایی قاب در دوسوی راهرو قرار گرفته. به حسب عادت، که چشمم به دنبال تکمیل شدن اطلاعات فضولی می‌کند، بر روی صفحه ال‌سی‌دی عبارت اختصاری ال‌جی که بالا و پایین می‌رود را می‌یابم و این یعنی که مثل همیشه ابزار اطلاع‌رسانی خاموش است.

به شیوه راه رفتن در گالری، کناره دیوار حرکت می‌کنم و به تابلوهایی که قرار است مرا تا انتهای راهرو همراهی کنند دقت می‌کنم. انگار تصاویری هستند بریده شده از یک تصویر کلی یا شاید چیز دیگری که من تشخیصش نمی‌دهم و تماشایش چندان برایم جذاب نیست. در عوض تابلوهای بزرگ و شعارهای درشت در بالای قاب‌ها به اندازه کافی سعی در دیده شدن دارد. دیگران اما کم‌لطفی می‌کنند و بی‌درنگ و به سرعت می‌گذرند.

بر روی کفپوش خاکستری در بین دو حاشیه نارنجی رنگ که تداعی‌کننده سطح آسفالت خیابان است راه می‌روم و کولرهای کارگذاشته شده در حدود فاصل بی‌وقفه باد خنکی به صورتم می‌پاشند و در این بعد از ظهر تابستانی برای ماندنم در اینجا بازار گرمی ‌می‌کنند. البته کرشمه‌شان کارگر نمی‌افتد چرا که چهره دو نگهبان گیج، که جلوی آکواریومی با ماهی‌های رنگارنگ چرت می‌زنند، همه طراوت آدم را زایل می‌کند. دستگاه خرید نوشیدنی هم که از دادن سرویس معذور است. صدای گوینده رادیو مزه می‌پراکند و سعی در خنداندن دارد. به انتها رسیده‌ام. بی‌هیچ تماشای مفید، اما خرسند از حضور در محلی که می‌شود هزارو یک ایده برایش دست و پا کرد (قابل توجه برو بچه‌های انوایرونمنت آرتیست).

با پله‌های برقی به سطح خیابان فرودی موفق دارم. اینجا *پل موزه پونه* [::] است کشیده شده بر روی *خیابان کریمخان* که در آخرین روزهای سال ۱۳۸۵ به دست آقای {قالیباف} شهردار تهران افتتاح شده. یک گالری کوچک در دل یک پل هوایی، که البته عبارت موزه برایش بی‌معناست چرا که نمایشگاهی گذری‌ست که قرار است هر حمایت‌ننده مالی از آن استفاده تبلیغاتی بکند و به عبارتی تبلیغات مرسوم روی پل‌های عابر از بیرون خود را به تو کشیده و تلطیف شده‌اند. در این بازار مکاره خیابان کریمخان آرامشی حتی برای لحظه‌ای کوتاه برای عابرین، بی‌مبلغی و منتی برای ورودیه غنیمتی‌ست. این‌بار تبلیغات در ازای جاری شدن در چشم و ذهن قرار است خدمتی عمومی را نیز به انجام رساند.

پانوشت

[::] سرمایه گذار و مجری طرح شرکت بین‌المللی پونه است.